قادر حيدرى فسايى
74
شرح مضموني كفاية الأصول ( فارسى )
نتيجه : پس مصدر مادّه براى مشتقّات نيست . تأمّل . اشكال : مادّه نبودن مصدر براى مشتقّات ، امرى خلاف مشهور است . مشهور قائلند كه مصدر اصل مشتقّات است و لذا در كتب صرفى آمده است كه مصدر اصل كلام « 1 » است . جواب اوّل مصنّف : اصل بودن مصدر اختلافى است . بصريّون ، مصدر و كوفيون ، فعل را اصل مىدانند . جواب دوم مصنّف : مراد از اصل در عبارت مصدر اصل مشتقّات است ، اصل در اشتقاق نيست بلكه اصل در ملاحظه و وضع است . توضيح : در ضمن دو مرحله : مرحلهى 1 : اوّلين لفظى كه واضع آن را به ذهن مىآورد و آن را براى معنايى وضع مىكند مصدر است . مثلا از بين مجموعه ضرب يضرب و . . . اوّلين لفظى كه واضع در ذهن آورده و وضع كرده ضرب است . توجه به اين نكته باشد كه وضع مصدر وضع شخصى است يعنى واضع مصدر را با آن مادّهى معيّن و هيأت معيّنى كه دارد هر كدام را به خصوصه مورد ملاحظه قرار داده سپس براى معنا وضع مىكند . مرحلهى 2 : بعد از وضع مصدر ، واضع مصدر و معناى آن را در ذهن آورده آنگاه با ملاحظه و توجّه به او به عنوان يك ميزان و معيار ، ساير صيغ را به عنوان اصولى مستقل بدون اينكه از چيزى گرفته شده باشند وضع مىكند . نكته : صيغه از دو چيز تشكيل شده است : 1 ) هيأت ؛ هيأت ، وضع شخصى دارد يعنى خصوص هيأت هر صيغهاى در ذهن
--> ( 1 ) - در علم صرف ، كلام به معناى مشتقّات است .